عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

194

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

رسول او عالم‌ترند . پيغمبر گفت : اين مرد ابوالحسن عليّ بن ابي طالب است . ابوبكر گفت : خوشا خوشا تو را اي ابوالحسن ! و مانند تو كجا بودياي عليّ ؟ و نيز اگر اين حديث راست بودي ، رسول ، عمرو عاص را بر وي امير نكردي در حرب خيبر ، و در حرب ذات السلاسل ، و اسامة بن زيد را بر ايشان امير نكردي ، و اميرالمؤمنين عليّ را بر ايشان حاكم و والي نگردانيدي در غزاهاي بسيار ، و اگر چنين بودي رسول به اجازت خدا از اداي نُه آيه از سور برائت‌وي را معزول نكردي و به عليّ ندادي . و شخصي كه چهل و شش سال سجد لات و هُبل و عُزّي كرده باشد ، چگونه وي را خيرُ الامّة گويند ؟ و ان كان ، فَلابدّ عبّاس بن عبدالمطلب بدين مرتبه اوليَتر كه عمّ رسول بود ، و هم قرشي ، و هم بزرگ‌زاده بود ، و ابوبكر جز قرشي نبود . و ابوبكر گفت : إنَّ لِي شَيْطَاناً يَعْتَرِينِي [ طبقات ابن سعد : 3 / 212 ] يعني : به درستي كه مرا شيطاني است كه به من ميرسد ؛ و عمرگفت : من در اسلام خويش به شَكّم ؛ و چند كَرَت از حذيفه بن يماني پرسيد كه : من منافقم يا نه ؟ پس جمعي كه بدين اوصاف باشند ، چگونه شايد كه خيرُالامّة باشند . و علي گفت : [ قُبِضَ النَّبِيُّ ] وَ أنَا أوْلَى بِمَجْلِسِ رسول الله مِنِّي بِقَمِيصِي وَ لَكِنِّي أشْفَقْتُ أنْ يَرْجِعَ النَّاسُ كُفَّاراً ؛ و قال أيضا : لولا قُربُ عهدِ النّاس بالكفر لجاهَدتُهُم ؛ و قال أيضا : و أنَّى يَكُونَانِ خَيْراً مِنِّي وَ قَدْ عَبَدْتُ اللَّهَ [ عَزَّ وَ جَلَّ ] قَبْلَهُمَا وَ عَبَدْتُهُ بَعْدَهُمَا [ بنگريد : بحار : 49 / 193 ] . يعني : عليّ عليه السلام گفت : و من اوليَترم به مجلس رسول خدا به پيرُهن من كه خلافت است ، و لكن من ميترسيدم كه مردمان باز كافر گردند ؛ و نيز فرمود كه : اگر نه آن بودي كه عهد مردم به كفر نزديك بود ، يعني بدان زودي اسلام آورده بودند ، من با ايشان جهاد و قتال كردمي ؛ و نيز گفت عليّ عليه السلام كه ، ايشان چگونه از من بهتر ميباشند ، و حال آن كه من پيش از ايشان خدا را پرستيدم ، و بعد از ايشان خدا را پرستيدم ؟